دیوار را رنگ می زنم
خودم را
نقاشی می کنم بر سقف چارطاقی
کتاب را ورق می زنم
نوستروداموس هم نمی دانست
دنیا با هفت نقاشی بر دیوار
دوسال نزدیکتر به نابودی اش می میرد
حالا نقاشی دیگری بر دیوار می کشم
تقویم را ورق می زنم
امروز اولین برگ ۲۰۱۰ میلادی است.
دیوار را رنگ می زنم
خودم را
نقاشی می کنم بر سقف چارطاقی
کتاب را ورق می زنم
نوستروداموس هم نمی دانست
دنیا با هفت نقاشی بر دیوار
دوسال نزدیکتر به نابودی اش می میرد
حالا نقاشی دیگری بر دیوار می کشم
تقویم را ورق می زنم
امروز اولین برگ ۲۰۱۰ میلادی است.
جلسات نویسندگی انجمن نویسندگان کرج در حوزه هنری ، چهارشنبه ها ساعت 4 الی 6 با حضور سرکار خانم رویین تشکیل می گردد. علاقمندان می توانند جهت حضنور در این کلاس ها به حوزه هنری کرج میدان نبوت کوچه میلاد حوزه هنری کرج طبقه چهارم مراجعه نمایند.
(فرا،گفت،تار)اثری ازخانم آسیه حیدری شاهی سرایی
وزن
در مرز هجاها می ماند
و
زن
پیر
پیرایش می کند
پشت آیش
پرچین،پاچین اش
صفحه،صفحه
جنین سبز
جن
ناس
می زاید
مرد
ویرش می گیرد
زن
ویرایش
(آیش)
و جنین
مراعات می کند
نظیرش را
دردش می گیرد سپیدار
سپید می گوید
لای ساقه های قاف
قافیه
قافیه
درد می شود مرد
زن
فرا
گفتار می شود
فرا گفت تار می شود
یک
ب
ی
ک
زایمان می کنیم
زمان
من
زمین
زیر شاخه های شعر
هر روز در باغچه
عاطفه های وحشی می کارم
اجاق ها
سرمای زمین را می بافند
و حادثه ی یکی شدن
ما را تا آنسوی جاده ی ابریشم
می برد
اسطوره ها
اندوهی می شوند
که ما را تکرار می کنند
حالا تاول های ماه
در سر تو باز می شوند
و من
گره ی کور کهکشان
(The hank )
Every day in the garden
Plant the wild sentiments
The kilns
Knit the cold of the earth
And the event of blending
Takes us away beyond the silk road
The myths become a distress
That repeats us
Now, the scalds of the moon
Over-flows in your head
And me: the blind knot of the galaxy
همیشه همین است
زندگی بر مدار خاطره ها می چرخد
اینکه گذشته بر نمیگردد
حرفی نیست
همه در حال بلعیده شدن هستیم
فیدبک که اتفاق میافتد
دوباره دفع می شویم
مثل احساس و اندیشه و شخصیت ها
که دریای غرق شده ی ما هستند
و قلاب ها
دوستانی که
با عوض کردن طعمه ها
تغییر می کنند
همیشه همین است
هیچ تضمینی وجود ندارد
برای خیابان سرگردانی
که در چراغ راهنمایی
گم میشود
تعارف که ندارم
همین اگهی های تسلیت هم
روزی در چشمان ما چاپ می شوند
دو دوتا را هم اگر پنج تا حساب کنیم
سود متورم بانک ها
در چک های تضمینی
برگشت می خورند
و من چقدر دلم برای این
قرص های ضد بار داری می سوزد
میلیاردها مهندس
نسخه ی دکترهای نیامده را می پیچند
و . و . و
هیچ تضمینی وجود ندارد
فقط شاید موشها میدانند
روزی موشک ها شلیک می شوند
ودیوارها در گوش هایشان فرو میریزند
حالا لطفا عبور خیابان را
با قانون احتمالات
مرور کنید
اینطوری باد هیچ زنده یا مرده ای
شما را نمی گیرد
ببخشید
به هم خوردن خیال قطر ه ای
در لیوان خالی شما
خواب دریایی را بهم می زند
ما فقط می توانیم شنا کنیم
همین
(The Multiplication of the Guarantees)
(Written by Jamal Beig , Translated by Azam Nasseri)
It is the same for ever
The life truns on the orbit of the memories
That bygone doesn't return
There is no the word
All of us are being swallowed
When the feedback happens
Again, we repel
Such as feelings, thoughts and characters
Which are our drowned sea
And the hooks:
The friends who change
With changing the bait
It is the same for ever
There is no guarantee
For a wandering street
That loses in the traffic lights
It is no complement
These very condolences ads
Will be printed in our eyes , some day
Multiplying two by two: counting five
The inflated interest of the banks
Returns
In the guaranteed cheques
And how I sympathize for
These contraceptive pills
Billions of engineers
Write the prescriptions of the would-be doctors
And…and…..and…..
There is no guarantee
Perhaps, the mice just know
The rockets will launch, one day
And the walls collapse in their ears
Now, please, review
The passing of street
With probability rule
In this manner, the air of no dead or alive person
Doesn't get blown you away,
Excuse me,
Mixing the notion of a drop
In your empty glass
Will disturb the sea sleep
We can just swim
That's all.
(۱)
پیش از تو
هیچ پلی خواب هایم را به آسمان نمی برد
و هیچ جمعه ای بارانی نبود
حتی هیچ سیبی در غروب چشمانم سرخ نمی شد
حالا ناودان ها اشک شوق می ریزند
و خاک
بوی قدم های تو را می دهد
(۲)
روز خوبی ست،امروز!
نه هواپیمایی سقوط کرده
نه نگاه اطلسی ها زیر پاهای کسی له شده است
اما
کنار همین صندلی های پارک
کلاغی به آرزوهایم نک می زند
این خبر مهم را
اخبار هیچ شبکه ای اعلام نمی کند
(۳)
این سیاه جامگان
واژه نیستند
کلاغهای گرمازده ای هستند
که در لابلای دفترم
گیج می خورند...
Written by Saeedi Rad, Translated by Azam Nasseri
1
Before you,
No bridge carries my dreams to the sky
And no Friday was rainy
Even no apple in my eyes sunset became red
Now the spouts are crying happily
And the soil
Smells your steps
2
Today, it's a good day
No plane has fallen down
No petunia's look
Hasn't trod upon by someone's feet
But,
Near the very parks' benches
A crow is pecking at my wishes
This important news
Is not announced by any channel
3
These people clad in black
Are not the morphemes
They are the sun stricken crows
Which are staggering
Amidst the pages of my notebook
----------------------------
می چرخند
زنبورانی وزوزی
واژه ها،
نیشم می زنند
مرگ زنبورها تماشایی نیست
از شن ها
حرف های تازه می زایم
زمانی برای پنهان شدن اثر آقای احمد بیگدلی
علاقمندان می توانند با مراجعه به حوزه ی هنری واقع در میدان نبوت - کوچه ی میلاد - حوزه هنری کرج - برای خرید کتاب نزد خانم رودکی اقدام نمایند. قیمت کتاب 750 تومان نصف قیمت پشت جلد می باشد.
منتظر حضورتان هستیم
When the crows fly from a book
The colorful papers of the sun
Go to five directions
Being or not being of the golden Budha
And the smell of the Asian cows
In the surrender of the temples
Have roared in the sky
.....Cawing
And the Chinese Plates and bowls
Break the nature rules
Africa swims the Ivory Beach
And the gaze of the diamonds
In the greediness o the eyes is not terminated
The Great Pope in the Ancient Castles
Leaves the civilization Behind
.....Cawing
And when the Wild West tames the people
The sun darkens beyond Antarctica
The politiicians of Wall street
Biting the Big Apple
And puff the world's pipes
Now, who is supposed to strike the flint
! To the stones
Translated by Azam Nasseri/ weblog:azamnasseri.blogfa.com ( from the book : The empty half of the clock)